تبليغاتX
اینجا قاف است
اینجا قاف است
......................................"از اینجا نگاه می کنم".....................................
شیرینم

خواهرم

عزیزکم عمرش تموم شد

مرد

من دنبال پرواز بودم ولی اون پر کشید..همیشه از من جلوتر بود

.

.

.

دارم دق می کنم

 

نوشته شده در تاريخ یکشنبه 20 مرداد1387 توسط شعله |

تا همین دیشب عین بچه ی آدم آروم می خوابیدی و یهو صبح جوابهای کنکور کارشناسی اومد

یه عالمه آدم کلافه شدن و یه عده هم ذوق زده

رتبه های خوب که نوش جونشون.. واقعا زحمت کشیدن

یه عده هم که خواب و خوراک رو به خودشون حروم کردن و از ترس جاموندن از یه مبحث هم خودشونو پوشک کردن و هی خوندن و خوندن و خوندن

دست آخرم به خاطر خستگی فکری و اضطراب با یه دوجین نمره ی منفی حاصله از جواب های شک دار برگشتن خونه و حالا هم با یه رتبه هایی رو به رو شدن که دارن از تعجب شاخ درمیارن.. اشتباه گفتم دارن سکته می کنن

راست می گن که خوندن.. من خیلی درک می کنم. چون دیدم که می خونن. اما فقط می خوندن

اصلا من امروز به یه نتیجه ی عجیب رسیدم

بچه هایی تو کنکور موفق شدن که سر جلسه از شدت بی خیالی آدامسمی جویدند و با تمرکز به سوال ها جواب می دادن و حتی به یک سوال شک دار نگاه چپ هم نینداختن

شاگردام رتبه های بدی نیاوردن.. اما خوب هم نیست از ۱۰۰ دارم تا ۲۵۰۰ .. البته خورده هم داره. رند گفتم

و اما دو سه تا ۹۰۰۰ و ۱۱۰۰۰ هم دارم که حالم حسابی گرفته شد. فکر می کردم رتبه ی دو رقمی هم تو بچه هام باشه

انقدر مسخره دو رقمی نشدن که آدم خنده ش می گیره:

۱. یادش رفته جواب ریاضی رو تو دفترچه منتقل کنه

۲. هول کرده و چشماش ندیده

۳. برای اولین بار دقیقا سر جلسه تصمیم گرفته به سوالات شک دار جواب بده و صد البته به من چیزی نگه و وقتی امروز چشمای گشاد منو دید اعتراف کرد که یه همچین فکر بکری به ذهنش رسیده

.

.

البته خودشون می گن که شما همون چیزی رو که پیش بینی کرده بودید شده و خوشحالن و از صبح هی دارم به خانواده ها می گم : خواهش می کنم.. وظیفه م بود.. یا می گم من تمام توانم رو گذاشتم

اما لحظاتی شک می کنم که گذاشتم؟

اما این مهم نیست. بیشتر فکر می کنم باید برای سال جدید روی مدیریت بحران بچه ها کار کنم

امسال تمام توانم رو روی توانایی درسی اونا گذاشتم و اضطرابشون سر جلسه

انگاری باید یه دوره کارگاه زلزله شناسی براشون برگزار کنم تا در صورت بروز حوادث غیر مترقبه (مثل عطسه ی پشت سری) بتونن حواسشون رو جمع کنن

احتمالا که نه. حتما از فردا پس فردا سرم خیلی شلوغ می شه.. واسه انتخاب رشته و از این حرف ها

اما خیلی کارها باید بکنم واسه سال جدید.. یه فکرهایی تو کله ی من داره وول می خوره که میام و می گم

فعلا برم دفترچه ی انتخاب رشته رو بجوم که لازمش دارم - خیلی -

* استعاره از بی خیالی

.

.

 

نوشته شده در تاريخ یکشنبه 6 مرداد1387 توسط شعله |
ما دو تیپ آدم داریم

درون گرا و برون گرا

درون گرا ها قیب از انجام هر عملی حسابی فکر و تجزیه تحلیل می کنن

برون گراها کله خر تر ! هستن، واسه همین اول عمل می کنند و بعدا فکر

 

درون گرا ها به درد پست های مدیریتی می خورن و از رقابت با هیجان زیاد پرهیز می کنن

برون گراها به درد پست های اجرایی می خورن و عاشق هیجان تو زندگیشون هستن

 

درون گراها باید بنویسن تا تخلیه شن و به نتیجه برسن

برون گراها باید حرف بزنن و با حرف زدن با دیگرون به نتیجه می رسن

 

حال می کنید مقدار شباهت رو؟!

و جالب اینجاست که  آدما جذب شخصیت مخالفشون می شن

یعنی درون گرا جذب برون گرا می شه و برعکس

و برون گراها عاشق شخصیت تو دار و مرموز درون گراها می شن

درون گراها هم عاشق جسارت و بی پروایی برون گرا ها می شن

و خدا اون روز رو نیاره که مرد درون گرا باشه و زن برون گرا.. چون مرد فکر می کنه که زنش به تنهایی جسارت لازم رو داره و دیگه احتیاج به اون نداره!

حالا اینجاست که باید ما هم خودمون رو بشناسیم و ببینیم که درون گرا هستیم و با برون گرا

در چنین صورتی خیلی از مشکلات و دلخوری ها و گیرهامون برطرف می شه

و البته بهتره که تعادل داشته باشیم.. یعنی درون گرا یا برون گرای مطلق نباشیم

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 3 مرداد1387 توسط شعله |
Blog Skin