
خیلی عجیبه که ۱۰ دقیقه وقت بذاری و کلی تو گوگل بالا و پایین بشی و بخوای یه عکس با موضوع لیاقت، شایستگی، موفقیت، لیاقتم، لیاقت بهترین و از این دست کلمات و جمله ها بگردی و در نهایت متوجه شی ظاهرا تنها چیزی که تو وبلاگ های ماپیدا نمی شه باور شایستگی خودمونه.
.
.
اومدم کلاس دوم . تو کلاس قبلی یاد گرفتم به راحتی خودم رو بروز بدم و بپذیرم با تمام داشته هام و نداشته هام
حالا تو امتحان ترم جدید گیر افتادم. به نظر می رسه چندان باور ندارم که می تونم بهترین زندگی رو داشته باشم. شاید چون زیاد خوب نیستم یا کامل نیستم یا خانواده ی پولداری ندارم.. نمیدونم چیه اما اومدم اینجا تا یاد بگیرم می تونم واسه خودم کسی باشم بدون عذاب وجدان و اینکه کسی درونم داد نزنه خجالت بکش شعله تو که آدمی نیستی چرا انتظار داری دنیا بهتریناش رو بهت کادو بده
اما بیان راز ها و دردام باعث شد بتونم ببینمشون و همین باعث شد یه عفونت قدیمی رو بشه دیدش و مرحمش گذاشت و خوبش کرد
شدیدا اعتقاد پیدا کردم که اینجا می شه معجزه کرد. حالا آخرین ترسم رو ریختم وسط.
احتمالا از ۱۳ عید به بعد میریم خونه خودمون. این هم خوشحال کننده ایت و هم نگران کننده. اما دلم می خواد برگردم دیگه اینجا کاری نیست که بشه انجام داد . این خونه ماموریتش رو انجام داد و ما نیز هم
.

