دو روز بعد: بابا می خوام یه کلاس تخصصی درمان اختلالات کودکان اسم بنویسم می شه دویست تومن. چی کار کنم؟ بنویسم یا نه؟ خوبه ها اما پول ندارم..
- بیا باباجون اینم پول برو بنویس
-قررررررررررربونت برم بابا.. ماچ
دو ماه بعد: بابا سرم خلوت شد پولو بده برم بذارم بانک.. بیا اینم ۲۵۰ تومن!!؟؟ پس بقیش ؟
- خودت واسه کلاس پول خواستی خوب![]()
۲. دوست جون ببین میخوام یادم بدی پول پس انداز کنم. تو بلدی دیگه؟
- آره تا الان انقدر تومن پس انداز دارم
یک هفته بعد: بیا بریم خرید عید .. یه جا رو می شناسم تخفیف و حراجهای تپل داره. حسابی پس انداز می کنی
- می گم دوست جون جان. من خودم پارسال یه کفش از آدینه خریدم ۱۰ تومن و یه مانتو از حدیث ۱۵ تومن.. اما امسال ما اینجا که کلی پول دادیما؟
- کدوم پول؟! وا.. بیا و خوبی کن.. یه کفش ۳۵ تومنی رو خریدی ۲۲ تومن و یه مانتو ۷۰ تومنی رو خریدی ۴۰ تومن.. دیگه اینم پوله؟
۳. با حقوق و پس انداز این ماهم نرسیده خونه دویدم رفتم یه جفت گوشواره طلا خریدم تا وقتی برگشتم خونه پولم رو دست کارشناس ندم که پس انداز شه
.
.
رسیدم خونه دیدم مامان اینا کل وسایل رو بسته بندی کردن و می گن بریم خونه خودمون. دلم هری ریخت.. نگرانم کمی.. واسه شروع لحظه سال تحویل اونم تو خونه ای که شیرین اونجا مرد؟.. شایدم درستش همینه..
یکی از ماهی هایی که خریدیم دیروز مرد. خیلی ترسیدم امیدوارم نشونه بدی نباشه .. پارسال هم دم عید این اتقاف افتاد... خدا خودش بغلمون کنه .می ترسم خیلی
و
سال نو ، اندیشه نو، اهداف نو، امید نو و دل نو و زندگی پر برکتتون مبارک


